شنبه 14 فروردین ماه سال 1389
کاش برگردم به عشق سالهای کودکی
کو چه های خاکی اما اشنای کودکی
باز امشب یاد تو در خاطرم پیتوته کرد
ای عمو زنجیر باف با وفای کودکی
با دو موی بافته در لای قاب روسری
تا دبستان می دویدم پا به پای کودکی
وقتی از املای بابا بیست می بردم دلم
پا برهنه چرخ میزد در هوای کودکی
نقش پاک یک زمستان در دلم جا مانده است
یک بغل تصویر برفی از هوای کودکی
من که دنیای قشنگی داشتم یادش به خیر
کاش برگردم به عشق سالهای کودکی
شنبه 14 فروردین ماه سال 1389
باد سرد زمستانی تمامی صورتم را منجمد کرده بود وبه هوای تنفسی ام اجازه ی ورود وخروج نمی داد باران به شدت وبی امان بر سرم فرود می آمد همچون سنگ ریزه ها بی امان وستم گر،این نعمت خدادادی که هیچ بنی بشری هیچ گاه همانند آن را پیدا نخواهد کرد. اما گاهی اوقات چقدر چقدر دردناک برسرمان می بارد،شاید میخواهد یاد آوری کند که چه موجود با ارزشی است.
ادامه مطلب
شنبه 14 فروردین ماه سال 1389
| موضوع: عاشقانه
من یاد گرفته ام ... " دوست داشتن دلیل نمی خواهد ... " ولی نمی دانم چرا ... خیلی ها و حتی خیلی های دیگر ... می گویند: این روز ها ...
من یاد گرفته ام ...
" دوست داشتن دلیل نمی خواهد ... "
ادامه مطلب
شنبه 14 فروردین ماه سال 1389

زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود
ادامه مطلب